العلامة المجلسي (مترجم: تهرانى)

204

بحار الأنوار (ج65) (شيعه در پيشگاه قرآن و اهل بيت ع) (فارسى)

از مسجد به قصد رفتن به بيابان خارج شد ، عده‌اى پشت سر حضرت حركت ميكردند ( حضرت آهسته كرد ) تا آنها رسيدند ، آن جناب ايستاد و فرمود شما چه كسانى هستيد گفتند شيعيان توايم يا امير المؤمنين حضرت در چهره‌هاى آنها دقيق شد و فرمود پس چرا چهره شيعه در شما نمىبينم ، عرضكردند يا امير المؤمنين عليه السّلام چهره شيعه چيست ؟ فرمود رنگ زرد از بيدارى شبها ، تارى ديدگان از گريه زياد ، پشتهاى خميده از ايستادن ، شكمهاى چسبيده به پشت از روزه پژمردگى لبها از دعاى زياد ، بر آنها گرد خشوع نمايانست . « 1 » 5 - اصبغ بن نباته گويد روزى حضرت على عليه السّلام ( از خانه ) بيرون آمد و ما عده‌اى ( در منزل ) جمع بوديم فرمود شما چه كسامى هستيد ؟ و براى چه جمع شديد ؟ عرضكردم يا امير المؤمنين نفرى چند از شيعيان توايم ، فرمود پس چيست مرا كه رخساره شيعه در شما نمىبينم ؟ عرضكرديم رخساره شيعه چيست ؟ فرمود رنگ زرد از نماز شب ، تارى ديدگان از خوف خدا ، پژمردگى لبها از روزه ، ، آثار خشوع و شكستى در آنها نمودار است . « 2 » ايضاح : حدب بضمّ حاء جمع احدب است و حدب به حركت حاء و دال بيرون آمدن پشت و فرورفتگى سينه و شكم است ، عليهم غبره الخاشعين ، در بعضى از نسخه‌ها بجاى عبره با عين است يعنى گريه آنها و در بعضى از نسخه‌ها غيره نقطه‌دار است يعنى خوارى و ژوليدگى و گردآلود بودن آنها و در قاموس گويد غبراء سال خشك و قحطى و بنو غبراء يعنى فقراء و مغبّره جمعى را گويند كه يغبرون بذكر اللَّه يعنى تسبيح و تهليل ميگويند و صداشان را در خواندن تهليلات و اذكار و اوراد تغيير ميدهند ، آنان را مغبّره ناميدند زيرا آنها مردم را بغابره يعنى سراى جاويد تشويق ميكنند و در نهايه گويد غبراء

--> ( 1 ) ارشاد مفيد ص 114 و امالى طوسى ج 1 ص 219 و صفات الشيعه رقم 20 . ( 2 ) صفات الشيعه ص 171 .